احسان عزتی » شعر » بی‌حرمتی به شعر

لباس‌های شما سی‌صد نفر را درآورده‌اند و با بدن‌هايتان سيم‌های لخت درست می‌كنند و بعد جريان برق را از آن‌ها عبور می‌دهند
 داد زدم گفتم گريه نكن مامان
 خواهش می‌كنم براي آن سی‌صد نفر گريه نكن
 
دوست‌دخترم می‌گويد با ته‌ريش جذاب‌ترم
ولی من دوست دارم بدانم حالا دارند با شما چه‌كار می‌كنند
 حتمن دست و پايتان را بريده‌اند و با سرهای شما كله‌پاچه درست می‌كنند تا به خورد گوسفندان بدهند

داد مي‌زنم می‌گويم مامان گريه نكن براي آن سی‌صد نفر
كه گوری ندارند
و به خودم فحش می‌دهم

۳۰ دی ۱۳۸۸
تماس